به زندگی ناقص من برگرد.....
چندتاشعر که از پروفایل یکی از دوستان کلوپی برداشتم ترجمه از شعر شاعران سوئد که خیلی ازشون خوشم اومده: کارل ونبری امروز باران میبارد امروز باران میبارد و تو ترکم کردهای آنجا که از سرینت کنده شد دستم درد میکند و باران بر دیوارهای قلب میکوبد. اما توکا، این دیو کوچک آوازش را بر قاب قلعیٍ پنجره میپاشد، چون حکاکیٍ لبخند. صبح سنگین چون سنگ قبری در باران خفته است. لحظهای پیش عشق درختی بود که بر آن تکیه داده بودی. حالا اما روزی است رفته که خود را از زیر پوستم با ناخنهای تیز به بیرون میخراشد. باران میریزد چون حکاکیٍ لبخند.
مارینا وینه/ازدفتربال زندانبان برای وارد شدن به متن هر کاری کردم گربۀ درونم چنگالش را تیز کرد و درگاه زندانبانم را با چنگال درید مارینا وینه زندگی من مال تو نیست و نه زندگی تو از من راه ما جداست. تو طلوعی که خبر از آمدن روزی نو داری من غروبم که با تردید در دریا خاموش میشوم. تو روشنتری قویتر با میل به زندگی و با فکر فردا من ضعیفم با ویرانگری رؤیاها دستهایم دستهایت را مینوازند شب و روز هرگز به هم تعلق ندارند. نگاهم ترا میجوید: دو ستاره هرگز با هم نمیسوزند. منبع:پروفایل طاهر جام بر سنگ/پروفایل
خسته از بودن در حاشیه
نوشته شده در 24 Sep 2009ساعت
11:30 توسط مجتبی دهقان| |

