تبليغاتX
deadpoet
deadpoet

به زندگی ناقص من برگرد.....

وبلاگ نقدهای من با مطلبی با عنوان زبان و فمنیسم به روز شد و منتظر حضور شماست

در ضمن وبلاگ داستان هم با داستانی به نام«نمی خواهم سکته ناقص بکنم» به روز شد.

جدیدا وبلاگ دوست عزیزم مسعود میر جعفری هم با داستانی با نام پنهان کننده پرنده به روز شد. از دستش ندین و سربزنین حتما.

 

به ازدواج کهنه ات بوسه فرستادم

سایه درختهای زمستان از ریشه های من گرم ترند

عزادارانی با بدنهایی که کمانه می کند بین دست زدنهایمان.......

کودکیم را فروخته بودم به تنت

ولبم بوی نرگس های غنچه می داد

برقص تا زیبا تر چزیده باشم

صداقت وحشتناکی که در هدیه های عروسی

صورتم را برای بچه هایت خیس می کند

از تماس با بعضی از ادمهای دستهایم زخمند

از این رنگهای خیره کننده که اندازه مرگ مبهوت کننده است

وفرخندگی مرا تحمل  نمی کند

مثل موهای سفید شده عروسکم

مثل یک عقب مانده با من تا می کنی

تا دنیا بوی ملحفه های سفید بگیرد

بوی پیرزن خانه سالمندان که شب خودش را خیس کرد

در ان بهم تافتگی سرد

 با یک مرده ازدواج کرد

به ماهیهای سینه زن کوچه می دهم

خیلی پیر شدم بودم قبلا نه؟

نوشته شده در 26 Jan 2009ساعت 10:57 توسط مجتبی دهقان| |