تبليغاتX
deadpoet
deadpoet

به زندگی ناقص من برگرد.....

سلام به همگی. اين چند شعر کوتاه رو به دوست عزيز وبلاگيم .خانم عاطفه رنجبر تقديم می کنم.

 

در را باز ميكنم

هيچكس پشت در نيست.

حالاكه اينطور شد

وقتي كه واقعا بيايي

دري برويت باز...............

 

 

 

چشمهايت درشت بود

ولي هيچ وقت مرا نديد

 

 

 

زندگي يعني

لبهاي خشكيده تو

يعني تر بودن چشمهاي سوگوارت

اما مرگ را چه كنم

كه تر وخشك را با هم سوزانيد

 

 

 

با دست سلام مي كني

من در جوابت كوتاهي يك عمر خداحافظي را تكرار مي كنم.

 

 

 

 

از بس دمبالت گشتم

پرنده اي شدم

بدون دم وباله

گشتم وگشتم و تو هم

بادبادگي شده بودي

بدونه دم – باله

بهتر نبود ماهي مي شديم؟

 

 

 

اسمان در چشمهايت لنگر گرفت

و من به گل نشستم

چه بهانه ها خوبي داري براي دور بودن ازمن

به اندازه تمام اقيانوسها

نوشته شده در 15 Jun 2005ساعت 13:6 توسط مجتبی دهقان| |